محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1155

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

بكذارند و آب برك كل سرخ بران بريزند و اكر آب بهارنارنج نيز داخل نمايند بهتر است و بعضى آب كل راىبيل و مانند آن از كلهاى خشبو نيز داخل مينمايند و بايد كه تا چهل روز و زيادهء آب كلهاى تازه بران ريخته دست ميماليده باشند تا سياه و غليظ و منعقد و قابل قرص ساختن كردد پس اقراص ساخته در سايه خشك نمايند و عند الحاجت با كلاب سائيده استعمال نمايند باب الكاف مع الميم [ كماد ] فصل در ذكر نسخ كمادات بدانكه كماد بفتح كاف و ميم و الف و دال مهمله ادويه يابسه را كويند كه كرم نموده در پارچه بسته بر عضو معلول مكرر بكذارند و كاه مجازا بر آب كرم با ادويهء حارهء محلّله كه در آب جوش‌داده صاف نموده كرما كرم در مثانه كرده بر عضو كذارند و با نمدى و يا پارچهء صوفى و يا كرباسى بدان تر كرده كرماكرم بر عضو كذارند و چون سرد شود تجديد نمايند اطلاق مينمايند كمادى كه صداع كرم را سود دارد صنعت آن آرد جو كل خطمى صندل سفيد كل سرخ كل بنفشه جمله را برابر كوفته و بيخته بكلاب و قدرى روغن و قليلى سركه سرشته بر سر تكميد نمايند [ كماد نافع جهة صداع ] كماد نافع جهة صداع كه از سوء مزاج بارد پيدا شده باشد نافع بود و درد سرى كه از رسيدن باد سرد حادث شده باشد مفيد است صنعت آن بابونه اكليل الملك خطمى بنفشه از هريك جزوى كوفته بكلاب خمير كنند و در كيسه نموده كرم كرده كماد نمايند كمادي كه شقيقه و اوجاع شديده و رياح غليظهء سر را سود دارد صنعت آن برك مرزنجوش بابونه از هريك ده درم كوفته و بيخته بلعاب حلبه سرشته تكميد نمايند كمادي كه ماليخولياى مراقى را نافع است و مقوى معده و رياح آن را دفع سازد صنعت آن افسنتين شبت فودنج برى زيرهء سياه انيسون تخم كرفس صعتر در آب بجوشانند و صاف نموده در مثانهء كاو كرده دو خلو معده بر شكم تكميد نمايند كماد نافع جهة درد كوش كه سببش ملاقات سرما و هواى سرد باشد صنعت آن پنبه را در زيت الوده كرده نيم كرم نموده تكميد كنند و تكميد بچيزهاى كرم ديكر نيز همين اثر دارد مانند تكميد بحلبهء پخته و امثال آن كماد كه جهة درد كوش كه سببش ورم خارج از صماخ باشد صنعت آن پارچهء اسفنج يا نمد پاره را در آب شيرين نيم كرم نموده در كوش نهند و اكر درد شديد باشد بنمك كرم كرده تكميد نمايند كماد ديكر كه جهة وقر و صمم و طرش كه سببش خلط غليظ باشد بايد كه بعد تنقيه به عمل اورند صنعت آن حندقوقا برك غار مرزنجوش برنجاسف نمام صعتر بابونه در آب بجوشانند و اسفنج يا نمد پاره را بدان تر كرده و يا اين طبيخ را در مثانه كاو و كوسفند كرده بر حوالى كوش و پس كردن تكميد نمايند كماد نافع جهة ضربه و سقطه و صدمه و اوجاع بارده صنعت آن بكيرند زردچوبه و زيتان و برك نيم از هريك قدرى و بسايند و در روغن كل و اكر نباشد كنجد آن مقدار كه بريان شود بريان نمايند و كرماكرم در صرّها بسته تكميد نمايند و چون سرد كردد باز كرم نمايند و چون قدرى تكميد نمودند و صرها را كشوده آن را كرم كرده بر آن ضماد نمايند و ببندند و بعد دو سه روز باز نمايند بعون اللّه تعالى شفا حاصل است كماد جهة تسكين درد شمشير صنعت آن بكيرند پياز را و ريزه‌ريزه نموده در روغن بريان نمايند و در صرّه بسته كرماكرم تكميد نمايند [ كماد از مؤلفات حكيم ارزانى جهت تسكين درد معده و امعا و جگر و كليه ] كماد از مؤلفات حكيم ارزانى جهة تسكين درد معده و امعا و جكر و كليه و سپرز و جميع اعضا و تحليل رياح نافع است و سريع العمل و بنهايت نافع است قولنج را صنعت آن بابونه كل سرخ حلبه سنبل تخم كتان تخم شبت سبوس كندم نمك اكليل الملك جمله يا هرچه بهم رسد بجوشانند پس در مثانهء كاو كرده تكميد كنند و اكر اسفنج يا نمدى را بدين تر كرده بر عضو نهند قويتر باشد و اين را تكميد رطب كويند كماد كه درد معدهء ريحى را سود دارد صنعت آن نانخواه زيره رازيانه از هريك دو مثقال كل سرخ پنج مثقال كوفته و بيخته در خريطهء كرباسى كرده نيم كرم بر معده كذارند و بدانند كه در تكميد معده شرطست كه بر شراسيف تكميد كنند و بر فم معده و وسط آن تكميد ننمايند و شراسيف سر اضلاع پهلو را كويند كماد ديكر كه همين منفعت دارد صنعت آن نمك سوده سبوس كندم از هريك ده درم نانخواه پنج درم كوفته و بيخته و در پارچهء بسته تكميد نمايند كماد كه تحليل رياح معده و سپرز و تهىكاه نمايد صنعت آن حلبه شونيز كرفس نانخواه همه را بكوبند و آب نمك قدرى بر آن بپاشند و در خريطه كرده نيم كرم بر عضو كذارند و بر معده و جكر تسخين شديد و تطويل تكميد جايز نيست كماد كه قضيب را سخت كند و استرخاى آن را زايل كرداند و فربه و عظيم سازد صنعت آن شرسف عاقرقرحا خردل دارچينى كبابه پوست بيخ خرزهرهء سفيد قسط تلخ اجزا مساوى تمام يا آنچه بدست آيد كوفته و بيخته كرم نموده بر الت بمالند روزى چند بار و اكر در تيزاب سرشته بر پارچهء بسته كرم نموده تكميد نمايند نيز خوبست كماد جهة ضربه و سقطه و صدمه صنعت آن نانخواه زردچوبه برك نيم خشك كرده اجزا مساوى كوفته و بيخته در دو سه صرّه بسته كرم نموده تكميد نمايند يكى بعد ديكرى و اكر صرّه را در روغن كنجد كرم يا روغن بزر كتان فرو برده تكميد نمايند نيز خوبست كماد نافع از براى ضربه و صدمه صنعت آن مغز نارجيل خشك را كوبيده موم زرد را ريزه‌ريزه نموده بان ممزوج كرده در صرّه بسته كرم كرده تكميد نمايند كمون بفتح كاف و ضمّ ميم و تشديد آن و سكون واو و نون معرب از خامون يونانى است و به فارسى زيره نامند برى و بستانى مىباشد و هريك را اصناف مختلفه است سياه برى و بستانى آن كمون كرمانى و زرد آن را فارسى و شامى و سفيد آن را نبطى نامند و اخير زيرهء سبز است و در اكثر امكنه پيدا مىشود و برى هر صنفى قويتر از بستانى آنست و صنفى از برى سياه و شبيه بشونيز و قوى الحرارة است و از مطلق كمون مراد كرمانى است و بيونانى او را باسليقون نامند بمعنى ملوكى است و بهترين اقسام كرمانى برى است و بعد از آن فارسى و از اقسام ديكر قويتر است و زبونترين همه سفيد بستانى است و قوتش تا هفت سال باقى ميماند و نبات او از رازيانه كوچكتر و برك آن مستدير و قبهء آن مانند شبت است در اول سيّم كرم و خشك و بسيار جالى و ملطف و مدرّ بول و شير و عرق و حابس طبع و حيض و ترياق سموم هوام و محلل رياح و نفخ و هاضم و محرك آروغ و ملطف لحوم غليظه و جهة عسر نفس و تخمه و مغص ريحى و بول الدم و رفع خواهش كل خوردن و امثال آن و فواق رطوبى و ورم ريحى سپرز و بو دادهء آن جهت اسهال رطوبى نافع و به سركه پروردهء آن كه بعد از آن برشته باشند قوى القبض و در رفع رطوبات معده قوى الاثر است و حقنهء بطبيخ آن محلل نفخ و فرزجهء آن با روغن زيتون قاطع حيض و مضمضهء طبيخ آن مسكن درد دندان و نزلات خصوصا با صعتر و قطور آن جهت قرحهء چشم و جرب و با سفيدهء تخم مرغ جهة رمد حار و طلاى آن جالى بشره آب افشردهء آن جهت طرفه و با نمك جهة سبل و ناخنه و سعوط آن با سركه جهة رعاف و ضماد آن با روغن زيتون جهة ورم سپرز و با آرد باقلا جهة ساير اورام نافع و مضرّ ريه و مصلحش كثيرا و قدر شربتش دو درم و بدل كرمانى ساير اقسام او و بدل كمون شامى كرويا و تخم كندنا است و مداومت جرم آن و عرق آن مورث لاغرى و زردى رخسار است و چون آب زيره را بر بدن مولود در حين ولادت بمالند بالخاصية در مدت العمر منع تكون قمل مىكند و از مجربات دانسته‌اند و قسم بنطى آن كه به فارسى زيرهء سبز كويند ملين طبع است و نوع برى آن كه شبيه بشونيز است جهة كزيدن هوام و تقطير البول و اخراج سنك مثانه و خون منجمد در آن بيعديل خصوصا چون با آب كرفس بستانى بنوشند و با سركه جهة فواق و كرم معده و ضماد آن با روغن زيتون و عسل رافع رنك خون مرده تحت جلد است و جهة ورم حارّ انثيان مفيد است [ دستور مدبّر نمودن كمون ] دستور مدبّر نمودن كمون آنست كه زيرهء كرمانى تازه كه كهنه و پوسيده نباشد از كرد و سنك و چوب پاكيزه سازند آن كاه در ظرف چينى يا سفال لعاب دار كرده سركهء انكورى كهنه بر بالاى آن كنند چنانچه چهار انگشت سركه بالاى زيره آيد پس يك شب و يك روز بكذارند آن كاه براورده در سايه خشك نمايند و بريان كنند بريانى اندك مقدارى كه بوى آن بمشام رسد و نسوزد و به كار برند و اكر زود خواهند كه خشك كردد به روى پارچهء كرباسى پاكيزه پهن كنند و دايم برهم زنند